تبليغاتX
عشق من،پسرم
عشق من،پسرم

وبلاگ پسر مامان و خاطراتش

وقتی بیدار میشی مامان بهت میگه

سلام یار مهربونم

سلام خوش سرو زبونم

سلام عشق و آسمونم

سلام کس بی کسونم

...............................

الهی دورت بگردم

...............................

سلام به روی ماهت

به چشمون سیاهت

به موهای فرفریت

به ابروی کمونت.

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 18:2 توسط مامانش|

امروز به مامان گفتی:

مامان دوست دارم،چون نفسمی...............

الهی من فدات بشم مامان

بهترین جمله ای بود که تا حالا ازت شنیدم عشقم

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 17:59 توسط مامانش|

امیرمحمد امشب کمک کرد و سفره هفت سین چیدیم.........

مامانش فداش........

قرآن و آینه یادمون رفت....

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 22:23 توسط مامانش|

اینم امیرمحمد و تقویم ۹۱

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 12:43 توسط مامانش|

سلام.

اینا عکسای دیروز امیرمحمده

ژستاشو از خودش درآورده....بچه پرروی لوس من.........

باز خودشو لووووووووس کرد

مثلا داره میره ددر.....

ژستشو........

عشق سه چرخه...

در حال ناهار خوردن

امیر و تنگ ماهیش.....اصرار که میخوام باهاش عکس بندازم...

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 9:47 توسط مامانش|

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 14:15 توسط مامانش|

عزیز دلم دو ساله شدنت مبارک

الهی دورت بگردم...........

قربون شیطونیات..........

تولد تولد تولدت مبارک...........بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی..........

انشالله صدو بیست ساله بشی.......

پریشب یه جشن چهار نفره گرفتیم....من و تو و بابا و سپهر......ساعت یازده و نیم یه سوت و هورااااااااا و جیغی از خونمون بلند شد......چرا؟؟؟

چون تو بدنیا اومدی..............

الهی قربونت برم مامان..........

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 19:2 توسط مامانش|

سلام عشقم...............

سلام نفسم........

فردا دو ساله میشی ها.................

انشالله صدو بیست ساله بشی مامان....

کی این دو سال گذشت؟

چقدر بزرگ شدی مامان

اونقدر که حریفت نمیشم وروجک......

دیگه شدم مامان رضایی؟

عجب!!!

میخوای صدام کنی میگی مامان رضایی.....به قول بروبچ انگاری همکاریم................

البته همکارم هستیما.............

اومدم بگم مامان فدات بشه عشقم...به قول تو عش امی.....عشقمی...نفسم به نفست بسته است....هرازگاهی سرمو میذارم روی قلبتو زیباترین سمفونیه دنیا رو میشنوم.........همونی که تو هفته هفتم که تو دل مامانی بودی برای اولین بار شنیدمش و اشک شوق ریختم....تو دنیا تو همه کسمی.....همه کسمی....فقط و فقط تو..................منتظرم بزرگ بشی یه عالمه آرزوهای قشنگ واست دارم...........

انشالله صدو بیست ساله بشی عشقم................

عشق رو فقط با تو تجربه کردم....فقط باتو................

***راستی یه داداشیه جدید پیدا کردی...........خیلی دوست داشتنیه....اسمش علیرضاست...ازت خیلی بزرگتره اما اونم دوست داره....امروز تو سایت برات جشن تفلد گرفت...دستت درد نکنه داداشی..........دوستت داریم یه عالمه***

اینم شاهکاره داداشی.....لوگوی امروزه کافه سوال

سیل عظیم اس ام اسه که میادو سالروز تولدتو تبریک میگن..................

تو واسم بهترینی

عزیزترینی

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 18:11 توسط مامانش|

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 16:22 توسط مامانش|

سلام گلم.........اونقدر شیطون شدی که نمیدونم از کدوم کارات بگم!!!

فقط میدونم اننقدر دایره لغاتت گسترده شده که نمیتونم همه رو اینجا بنویسم!!!

تقریبا همه کلمات رو می گی و جمله هم می گی........خیلی شیرین و دوست داشتنی حرف میزنی........دیروز مادر جون و خاله جون اومدن اینجا و قرار تا جمعه پیشمون بمونن.......هم من خیلی خوشحالم و هم تو.....

مادر جون و خاله از صبح داشتن واسمون خونه تکونی میکردن......هی می گفتم بابا بی خیالگوششون بدهکار نبود!!!

خلاصه مارو شرمنده کردن.........

امیر محمد و آوای خاله سحر در حال ماشین سواری...یوهوووووووو

امیرمحمد و آوا در حال شیطتنت برای دستیابی به سفره ناهار.......

امیر محمد داره نی نیشو میخوابونه(آخه نوه دار شدم)

ثنای خاله لیلا.....ناززززززززززززی

امیرمحمد در حال خرید از فروشگاه

اینجا هم علی اصغر شدی امسال...به قوله تو امیر اختت

.

لالا لالا گلم لالا......مامانش فداش بشه ایشالا

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 16:11 توسط مامانش|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت