
اما عکس خیلی کم انداختیم و بیشترش فیلمه.....
اینم چند تا عکس از تولدت
این کیکت

اینم ساندویچا

اینم یه قستمی از خوراکیا


اینم جاپای امیرمحمد که مهمونا راهو گم نکنن![]()

دست گلش درد نکنه....هم بخاطر کیک و هم کادو


اینم کیک تولدت که چون ماه صفر بود جشن تولدت موند انشالله دو هفته ی دیگه
من و خاله رویا و بابا و مریم جون یه تولد ۵ نفره گرفتیم.....

دیدار.....
با آمدنت به زنگ نشسته اند
.
.
تولدت مبارک پسرم![]()
اینم تعبیر تو از ضعیفیه چشم تو
...............................................................................
امروز عمه لپ تاپو برد توی اتاقه تو و درو بست تا بشینه کارای تحقیقشو انجام بده...ازونجایی که تو همش اذیتش میکردی و نمیذاشتی اون کاراشو انجام بده و هی صدای عمه رو درمیاوردی....من اومدم بغلت کردم و گفتم امیرمحمد بیا اینجا مودب بشینیم وگرنه بابا عصبانی میشه و مارو میچسبونه به دیوار.....یهو تو برگشتی گفتی مامان مگه ما استیکریم؟![]()
.....................................................................
برف کجااااااااا بود؟بچه ام جوگیر شده![]()


آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم،دوستت دارم
ما تو خونه جدیدیم
جمعه اسباب کشی داشتیم و اومدیم خونه جدید
تو هنوز اینجا احساس غریبی میکنی :-(
گاهی اوقات فکر میکنم فقط منم که اینقدر فرزندم رادوست دارم![]()
و فکر میکنم هیچ کسی آنقدر که من عاشق فرزندمم، او عاشق فرزندش نیست![]()
اما وقتی بی تابی یه مادر رو با حتی تب کردن بچه اش میبینم میفهمم او هم عاشق است![]()
من مادرم
وقتی شیرین زبونی فرزندم من را از خود بی خود میکند و آن لحظه انگار تموم دنیا رو بهم دادن و حتی هیچ کسی نمیتواند دل مرا اینگونه بلرزاند میفهمم مادر بودن یعنی چه![]()
من مادرم
اما وقتی شب تا صبح فرزندم مریض است بیدار میمانم و دعا میکنم و اشک میریزم...از هیچ کسی انتظاری ندارم و می خواهم خودم باشم و فرزندم و خدا که ازو محافظت کند![]()
من مادرم اما
وقتی که به فرزندم میگویم دوستت دارم و او میگوید منم دوستت دارم و هی دل میدیم و قلوه میگیرم
اما وقتی من میگویم درد و بلات تو سرم....او میگوید درد و بلای توام تو سرم....من اشک میریزم و می گویم نه ه ه خدا نکنه پسرم............
.
و این را از ته ته دلم میگویم
من عشق را با فرزندم تجربه کردم....خدایا اگر عشق این است...به هر زنی که عاشق بچه دار شدن است این نعمت را عطا کن تا بفهمد مادرش چه حسی داشته است و شیرینی اش را با تمام وجودش حس کند.![]()
حاضرم هیچکس نباشد و هیچ چیز نباشد![]()
اما تو باشی
همیشه و همیشه باشی
سلامت باشی و شاد و خندان
من یه مادرم....
آیا توام یک مادری؟
پس مرا درک میکنی!!!![]()
من بخاطر مریضیت شدیدا بهم ریختم
خدا کنه زود زود خوب بشی![]()
طبق معمول از دستت شاکی بودم و باهات حرف نمیزدم![]()
تو سعی میکردی منو به حرف بیاری و یجوری از دلم در بیاری![]()
گفتی مامان دوستت دارم،عاشقتم،دیوونتم،کشته مردتم![]()
دیدی جواب ندادم![]()
گفتی مامان جواب بده دیگه
خواستم روت کم شه![]()
فقط گفتم مرسی
گفتی نه
باید بگی منم همینطور![]()
بچه پرووووووووووووووو
اینجا تو حیاط امامزاده صالح هستش که بچه ها واسه کفترا گندم ریختن و باعث شدن این صحنه جالب سوژه عکس انداختن همه بشه![]()
و تو اصرار میکردی که بذار برم یه کفتر شکار کنم![]()

.: Weblog Themes By Pichak :.
